تبليغاتX
مشکات

مشکات

"آن روزي كه ما بتوانيم درآمد كشور را از راه دانش بدست آوريم و در چاههاي نفت را پلمپ كنيم، آنروز روز خوبي براي ملت ايران خواهد بود. "

با جمعی از دوستان دیروز به پیشگاه سید علی خامنه ای انسان فرهیخته و بزرگ رسیدم ،عنوان برنامه دیدار با نخبگان بود ، و من هم اضافی بودم ،روز خوبی در زندگی ام بود ، حرفی زد که حسابی بر دلم نشست ، فتح بابی شد که پرونده "حرف هایی که بردل می نشیند" را از کارنامه کار نام  ام در "همشهری جوان" بیرون بکشم ، و با کلام او متبرک کنم.

+ نوشته شده در  87/06/06ساعت 11  توسط محمد حسین نجاتی  | 

درجستجوی لابی های سرمایه داری

((اولين واكنش هر ايراني پس از خواندن تيتر مرد 1364000000000 توماني در شماره گذشته شهروند امروز اين است كه محمد جابريان اين «همه» پول را از كجا آورده است؟...)) این اولین جمله ای است که محمد قوچانی سردبیر و استاد پیشینم در سرمقاله هفته آخر تیرماه در این نشریه در ستایش سرمایه داری مطرح کرده بود واین اخرین باری نبود که نام "محمد جابریان" را در این هفته نامه وزین مشاهده می کردم. و به قول قوچانی اولین باری که من هم به عنوان یک ایرانی این خبر را خواندم گفتم محمد جابريان اين «همه» پول را از كجا آورده است البته بارعایت عفت کلام به عنوان یک ایرانی. اما بعد از چندین شماره که شهروند را تورق می کردم بازهم واکنش نشان دادم و این بار اینگونه (چگونه محمد جابریان که یک بورس باز حرفه ای است این قدر در این هفته جا پا باز کرده است) و از هفته آخر تیر ماه تا این هفته (هفته اخر مرداد ماه) در هر شماره و به هرطریق شاهد خبرهایی از این مرد1364000000000 توماني هستم . احساس می کنم  جابریان راه مناسبی را برگزیده است واین تنها در حد یک احساس است .

مگر شخصی همانند جابریان برای یک هفته نامه تحلیلی که حوزه های سیاسی و روشنفکرانه بر دیکر جنبه می چربد چقدر اهمیت دارد که در یک شماره نویسندگان باشگاه آن برای این فرد قلم فرسایی میکنند ،از طرف دیگر سردبیر این هفته نامه سرمقاله خود را خرج این سوژه می کند و ستون بورس این هفته نامه نیز دو هفته است که به انعکاس اخبار جابریان می پردازد .

                                         

هایت تعجب من در لابی های سرمایه داری و مسائل پشت پرده تا آنجا پیش می رود که پرویز گیلانی خبرنگار این هفته نامه انقدر از تایید خرید تاریخی وی در عرضه بلوک 30درصدی سهام فولاد خوزستان  مشعوف و ذوق زده شده بود که هدیه تهرانی را به جابریان می فروشد و این چنین احساس خود را بیان می کند :<<باور کنید از موفقیت محمد جابریان و خانواده اش در پرداخت اولین قسط خرید سهام فولاد خوزستان آنقدر خوشحال شدم که عکس معروف او را به جای عکس هدیه تهرانی به دیوا اتاق کارم زدم ...>> سرمقاله مرتبط محمد قوچانی در این زمینه

+ نوشته شده در  87/05/30ساعت 18  توسط محمد حسین نجاتی  | 

 چند روز پیش معاون حوزه کاری ما در یک جلسه غیرمنتظره و به قول خودش دوستانه بهمون خبر داد که می خواد از ادارمون بره. این جلسه دوستانه در شرایطی برگزار می شد که همکاران معاونت مربوطه در دشمنانه ترین حالت نسبت به هم به سر می بردن.

طبق روال بعد از صحبت های آقای معاون بقیه همکاران هم طی جملاتی از رفتن ایشون اظهار تاسف کردن و برای آقای معاون آرزوی توفیق در سمت های آتی کردند. البته  از اون آرزوهای توفیق که اگر نباشه هم واسه دنیای آدم بهتره هم واسه آخرت.

من که دلم از دست آقای معاون خیلی پر بود وقتی نوبتم شد صحبت کنم اول چند تا تیکه درست و حسابی بهش انداختم و دلم خنک شد – البته یکی دوتاش بی جواب نموند -  بعدش هم برای خالی نبودن عریضه براش آرزوی توفیق کردم و گفتم: دعا می کنم همیشه هر جا که هستید موفق باشید.

وقتی این جمله های می گفتم پیش خودم فکر کردم اگر می شد دید تو مغز آدم هایی که توی این جلسه نشستن چی می گذره واقعا چه محشری می شد.

وقتی آقای معاون بره من عمرا بهش فکر هم نمی کنم چه برسه به اینکه براش دعا کنم. ولی بازم صد رحمت به من. این آقای x بارها به خود من گفته بود که این آقا به درد معاونت نمی خوره. چند بار این آقای x جلوی چشم خود من زیراب آقای معاون رو زده باشه خوبه؟! دیگه همه می دونن آقای x واسه پست معاونت دندون تیز کرده. حالا نشسته با یه قیافه ای که انگار اقوام درجه یکش مردن در باب آسیب هایی که با رفتن آقای معاون متوجه اداره می شه نطق می کنه. آن چنان هم رفته توی حس که ناموس و جون بچه و هر چی رو که بگی راه به راه برای اثبات حسن نیتش قسم می خوره.

اون یکی همکارمون که البته خودش رو بهترین گزینه برای تصدی پست معاون بر باد رفته می دونه حین آرزوی توفیق برای آقای معاون چنان قیافه ای به خودش گرفت که می گفتی هر آن بغضش می ترکه و سیل اشک ایشون کل اداره  رو با خودش می بره. بعد از اینکه جلسه تموم شد به اومدن و رفتن ها، تقلای آدم ها برای گرفتن پست، زیراب زنی ها و استعداد شگفت انگیز بعضی آدم ها برای فیلم بازی کردن فکر کردم. پیش خودم گفتم: ای کاش هیچ وقت هیچ کس برای من آرزوی توفیق نکنه. 

نویسنده :دوست و همکار عزیز حمیده مشایخی

+ نوشته شده در  87/05/26ساعت 19  توسط محمد حسین نجاتی  | 

سالها پيش، در دوران سراسر شور و شعور دفاع مقدس، هر از چند گاهي، شايعه‌اي از سوي عناصر دست چندم بيگانه پرست با نام خبر جنجالي از سوي يکي از تريبون‌هاي خارجي منتشر مي‌شد، مبني بر اينکه جمهوري اسلامي ايران، برخي نيازمندي‌‌هاي نظامي خود را از رژيم اشغالگر قدس تهيه و تأمين مي‌کند.

بنا بر تحليل صاحب‌نظران در آن مقطع، طرح اين قبيل شايعات که هيچ خريداري نداشت، از سوي محافل صهيونيستي و عناصر سوخته آنان با هدف خودنمايي و نيز وارد آوردن خدشه به چهره پاک فرزندان رشيد و قهرمان مردم نجيب و مظلوم ايران و نظام مقدس جمهوري اسلامي بود، چراکه صهيونيست‌ها که از شدت انزجار افکار عمومي ملت‌هاي مستضعف، به ويژه امت اسلام و کشورهاي عرب نسبت به خودشان آگاه بودند، مي‌خواستند بدين وسيله جايگاه رفيع ملت هميشه سرافراز ايران و رهبر کبير آن را در جهان تنزل دهند که به لطف خدا و استقامت امت عزيز، امام عظيم‌الشان و پس از ايشان رهبري معظم بر اصول انقلاب اسلامي از جمله دفاع از حقوق ملت مظلوم فلسطين، هرگز چنين نشد و انشاالله نخواهد شد که:

وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ
سوره مبارکه منافقون ـ آيه شريفه 8

چندي است که يکي از اعضاي ارشد دولت نهم، مصرانه و البته به زعم خود، بدون ترس از کسي! سعي در ابراز علاقه وافر به آنچه «ملت» و يا «مردم اسرائيل» مي‌خواند، دارد. البته اين که چرا اين معاون رئيس‌جمهور با وجود دلايل محکم و متقن اعتقادي، سياسي و حقوقي در نامشروع بودن رژيم صهيونيستي و به تبع آن نبود چيزي به نام ملت اسرائيل، همچنان بر موضع عجيب خود اصرار مي‌ورزد، موضوع اين يادداشت نيست. حتي اين که چرا ديگر مسئولان ارشد دولتي و به ويژه رياست محترم جمهور، به‌رغم استقبال محافل صهيونيستي و حاميان آنان از اين سخنان و احتمال ايجاد شبهه و ترديد در افکار عمومي داخلي و خارجي درباره ميزان صداقت دولتمردان کنوني جمهوري اسلامي در طرح برخي از شعارهاي اصولي انقلاب شکوهمند اسلامي و ميزان پايبندي به آن، همانند گذشته تاکنون هيچ واکنشي در مخالفت با اين سخنان نشان نداده و مرزبندي با اين مواضع نکرده‌اند، نيز موضوع اين نوشتار نيست که صد البته بررسي و پرداختن به موارد با اهميت ياد شده، بسيار ضروري است همچنان كه در روزهاي اخير، شاهد واکنش جمعي از شخصيت‌ها، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و گروه‌ها و تشکل‌ها در اين باره بوده‌ايم.

آنچه در اين اوضاع و احوال مغفول مانده، فرازي از سخنان فرد ياد شده است که براي پرداختن به آن متأسفانه لازم است عينا آورده شود. وي مدعي شده است: «به ‌نظر من، مردم ايران با مردم آمريکا و اسرائيل فرقي ندارند. من از هيچ ‌کسي نمي‌ترسم، چون اگر مي‌ترسيدم، از اين حرف‌ها نمي‌زدم».*

اينک چند روز از گفتن اين سخنان مي‌گذرد و شايد ديگران نيز همچون نگارنده اميد داشتند که گوينده اين سخنان، دست‌كم اشتباه فاحش خود در اين بخش از سخنانش اصلاح و يا مانند برخي از موارد پيشين، آن را حاصل نارسايي در نحوه اطلاع‌رساني رسانه‌ها عنوان کند که چنين نشد.
به راستي، هدف و دليل صاحب اين ادعا از اين مقايسه نادرست چه مي‌تواند باشد؟

باز تأکيد مي‌کنم که از نظر نگارنده همانند آحاد ملت عزيز و شريف ايران اسلامي و بخش عظيمي از آزادگان جهان و بنا بر دلايل متعدد حقوقي، سياسي و اعتقادي، هرچند چيزي به نام ملت اسرائيل، نمي‌تواند وجود داشته باشد، اما با حسن ظن و فرض آن که حتي اگر منظور شخص گوينده کساني هستند که بوسيله آژانس يهود از گوشه و کنار دنيا جمع‌آوري شده و اکنون با اشغال سرزمين فلسطين و هزاران جرم و جنايت ديگر در آن سکني گزيده اند، باشد، آيا چنين مقايسه‌اي رواست؟
آيا واقعا بين ملت مسلمان، زجر کشيده، شهيد داده، صلح‌جو، مؤمن و انقلابي ما با گروهي غاصب و جنگ افروز که خود و حاميان پيدا و پنهانشان، عامل و ريشه بسياري از مصائب امروز کشور عزيزمان و منطقه خاورميانه هستند، فرقي نيست؟

کسي که اين مقايسه سراسر نادرست را انجام داده، فارغ از علقه‌هاي اعتقادي و ديني ـ که حتما دارد ـ امروز مسئوليت بزرگ حفاظت و صيانت از فرهنگ، ميراث و تمدن کهن ايراني را داراست. آيا به نظر ايشان هيچ فرقي ميان مردم ايران با سابقه چندين هزار ساله فرهنگي و تمدني ايراني ـ اسلامي با گروهي بي‌ريشه و فرهنگ و فاقد تمدن نيست؟ به علاوه، وي سمت معاون رئيس‌جمهور را دارد؛ با اين طرز تفکر، آيا جايي براي دفاع از «جمهور» مي‌ماند؟
                                           
در حالي که با وجود پيشينه روشن ملت ايران، کمتر کسي ـ حتي از خود صهيونيستها ـ توانسته و اين جرأت را به خود داده است که ايرانيان را با افراطيون صهيونيست مقايسه کند؛ آيا اين مقايسه و قايل نشدن تفاوت ميان مردم شريف ايران با کساني که به ادعاي معاون محترم دولت نهم «مردم اسرائيل» خوانده مي‌شوند، توهين به گذشته، حال و هويت ايراني و اسلامي اين ملت سرفراز و شهيدپرور تلقي نمي‌شود؟

حضرت امام خميني(ره) رهبر کبير انقلاب اسلامي در فرازي از وصيت نامه الهي ‌ـ سياسي خويش فرمود:
«من با جرأت مدعي هستم که ملت ايران و توده ميليوني آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله (ص) و کوفه و عراق در عهد اميرالمؤمنين و حسين بن علي(ع) هستند ...».
صحيفه امام، جلد 21، صفحه 410
با اين اوصاف، آيا مي‌شود فردي مدعي پيروي از امام عظيم‌الشان و مقام معظم رهبري باشد و آنگاه سخن از يکسان بودن ملت ايران و مشتي صهيونيست براند؟ آيا نبايد از چنان مقايسه نادرستي ترسيد و از امت امام و امام امت به خاطر چنين سنجش ناروايي عذرخواهي کرد؟
اينک که در آستانه نيمه شعبان، ولادت با سعادت حضرت صاحب‌الامر(عج) و روز جهاني مستضعفان قرار داريم، آيا باز هم معاون رئيس‌جمهور مي‌تواند از تلاش در راستاي استقرار حکومت جهاني مصلح کل دم بزند و امت امام عصر(عج) را با غاصبان مسجدالاقصي يکسان بداند؟

راستي، چند هفته ديگر که تمامي امت اسلام در روز جهاني قدس و در دفاع از ملت مظلوم فلسطين و حمايت از آرمان جهان اسلام در آزادسازي قدس شريف از چنگال اشغالگران، فرياد «مرگ بر اسرائيل» سر مي‌دهند، فرد ياد شده که گويا هزار بار آنچه را که «مردم اسرائيل» مي‌خواند، دوست دارد، چه شعاري خواهد داد؟  

+ نوشته شده در  87/05/25ساعت 19  توسط محمد حسین نجاتی  |